خطوط موازی و مورب

در سرزمین هندسه، دو برادر معروف زندگی می‌کردند:خطوط موازی.

اون‌ها همیشه با هم در یک مسیر حرکت می‌کردند — نه به هم می‌رسیدند، نه از هم جدا می‌شدند.می‌گفتند:«ما با هم هماهنگیم، همیشه فاصله‌مون یکیه، هیچ‌کس نمی‌تونه بینمون اختلاف بندازه!»

تا اینکه یه روز، مهمان تازه‌ای وارد شهر شد:خط مورب 😎مورب از راه رسید، با لبخند گفت:«سلام برادرها! شنیدم همیشه با هم موازی‌اید. گفتم بیام یه سلامی بکنم!»موازی‌ها جا خوردند!

چون مورب از بالا به سمت پایین می‌اومد و قرار بود از هر دوشون بگذره.

موازی بزرگ‌تر گفت:«مواظب باش! نظم ما رو به هم نریزی!»

مورب لبخند زد و گفت:«نترس، من به هر دوی شما با احترام رفتار می‌کنم! ببین…»و همین‌طور که از بینشون گذشت، با هر کدومشون زاویه‌هایی کاملاً یکسان ساخت — دقیق، هم اندازه و هماهنگ.

طوری که حتی ریاضی‌دان پیرِ شهر، با ذره‌بینش گفت:«عجب! زاویه‌هایی که این مورب ساخته، عینِ هم‌اند! چه تقارن زیبایی!»

از اون روز، مردم شهر هندسه فهمیدند:وقتی یک مورب دو موازی را قطع می‌کند،با هر دو با عدالت و دقت رفتار می‌کند —زاویه‌هایش را یکی می‌سازد،انگار می‌خواهد بگوید:«نظم، فقط در هم‌راستا بودن نیست…در احترامِ برابر هم هست!»

پکیج های آموزشی


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + بیست =

error:
0
    0
    سبد خرید
    سبد خرید شما خالی استمشاهده پکیج های آموزشی